برخی از عواملی كه بی اعتمادی را تشدید می كنند:
- اضطراب و دلواپسی به هرعلت و انگیزه ای كه پدید آید و به ویژه در كودك ریشه دار شود.
- خستگی بسیار، ناشی از كار فوق العاده، بخصوص در آنچه كه به نظر طفل بیهوده و بی ثمر آید.
- بی خوابی های مداوم ، خواه به علت كار و خواه به علت اضطراب و نگرانی.
- تحمل اجباری سلطه ها از والدین و مربیان و یا از مدرسه و معلم و ناظم.
- دیدن ترحم بسیار از دیگران كه حاصل آن احساس زبونی و درماندگی خواهد بود.
- عادت داشتن به توقع به گونه ای كه همیشه كار او را دیگران انجام دهند.
- ضعف جسمانی و احساس درد و رنج مداوم كه ناشی از احساس ناتوانی وزودرنجی است.
- وجود احساس حقارت به هرعلت و اندیشه ، بویژه زمانی كه درد او ریشه دار گردد.
- مواجه شدن با امری خلاف توقع ، مثل این امر كه كودك خود را مورد احترام حساب كند ولی مواجه با بی اعتنائی شود.
لزوم ایجاد اعتماد به نفس
ما معقتدیم به هر میزان كه اعتماد به نفس را در فرد گسترش دهیم به نفع اوست. باید كوشید كودك بر احساس حقارت خود غلبه كند و زندگی خود را از مهمل و فلج بودن نجات دهد.
اصل بر این است كه طفل به خود اعتماد و اتكا داشته باشد و كارهای مربوط به خود را شخصاً انجام دهد . وضع كار و حالش باید به گونه ای باشد و به جائی برسد كه برای خود لیاقت و كمالی احساس كند و به مزایای بیشتری از نظر امنیت و آسایش دست بیابد.
ما در جامعه افرادی را می شناسیم كه برای شركت در امری دست به دامان این و آن می شوند و منتظرند همه یك كار را شروع كنند تا آنها هم به همان كاراقدام نمایند. همه فریاد بزنند تا او هم فریاد بزند و این امر بدان خاطر است كه اعتماد به نفس ندارد . وجود چنین امور و زمینه هائی است كه ایجاد اعتماد به نفس و پرورش آن را در كودكان لازم می سازد.
امكان ایجاد آن
خوشبختانه امكان ایجاد اعتماد به نفس و پرورش آن در كودكان وجود دارد . بخصوص در این مورد كه خود كودك خواستار آن است. كودكان خواستار استقلال هستند و در طریق وصول و دستیابی به آن ناگزیرند اعتماد به نفس را در خود پدید آورند.
كودكانی كه در زندگی با شكست هائی مواجه شده اند و اعتماد به نفس خود را از دست داده اند ، خود دچار نگرانی هستند و می خواهند به هر صورتی است از این وضع بیرون آیند و به اعتماد به نفس دست یابند . اینان خود را دوست دارند و این علاقه مندی در آنان وجود دارد كه موقعیت خود را حفظ كنند و اعتماد به نفس خود را به دست آورند و والدین و مربیان وظیفه دارند با استفاده از این امكان ، او را به جهتی كه مورد نظر است هدایت كنند و زمینه اعتماد را در او تقویت نمایند.
سنین آمادگی
كودكان از همان اوان كودكی خواستار استقلال و در جستجوی راه آزادی هستند و دوست دارند به خود متكی باشند . این خواستاری در همه كودكان وجود دارد، حتی در آنها كه فوق العاده ضعیفند. از حدود چهار سالگی این تمنا در آنها آشكار می شود ، متكی به نفس و مفتخر به آن هستند و به كارهایشان هم با دید اعجاب و تحسین می نگرند.
از حدود پنج سالگی او به خود بیشتر توجه می كند و سعی دارد كمتر تحت تأثیر القائات قرار گیرد. در شش سالگی ممكن است به مادر پیشنهاد كند كه اگر خواست به جایی برود او خانه را نگهداری خواهد كرد و در فاصله سنی چهار تا هفت سالگی اعتماد به نفس در او مستقر می شود، حالت خودگرایی او سبب می گردد كه به كارهای شخصی ، فوق العاده توجه نماید و از دیگران روی گردان شود.
از حدود سنین پس از هفت سالگی اعتماد به نفس در او ریشه دار شده و حتی كودك را به فرماندهی و امر و نهی وا می دارد. میل دارد در امور ، دخالت و اظهارنظر كند و برای حل مشكلات شخصاً اقدام نماید. اعتماد به نفس او همراه با خود نمایی و خودبینی است و می كوشد هر روز از روز قبل تواناتر و كامل تر شود ؛ و از وضعی كه در آن است و هم از وابستگی های گوناگونش به پدر و مادر نجات پیدا كند و البته این والدین و مربیان كودكند كه می بایست چنین موجباتی را فراهم سازند.
طریق پرورش اعتماد به نفس
سخن این است كه برای پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، چه اقداماتی در مورد با كودك لازم است؟ چه مراقبت هایی در خانواده باید به عمل آید؟ و مدرسه در این زمینه چه وظایفی دارد؟ در اینجا مختصراً به بررسی این جوانب می پردازیم.
1 - اقدامات در رابطه با كودك:
الف - دادن آگاهی و آموزش: این نخستین گام ، و مقدمه اعتماد به نفس است. كودك باید خود را و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. از آنچه كه دراطرافش می گذرد و در شخصیت و سرنوشت او مؤثر است آگاه باشد و به او تفهیم گردد كه راه زندگی چیست؟ در پیشامدها و وقایع چه باید بكند و در برابر امور و مسائل چگونه موضع بگیرد.
وسعت اطلاعات در اعتماد به نفس كودك مؤثر است و می تواند عامل و سببی برای تسلط بیشتر فرد برخود باشد و ثبات شخصیت او را موجب گردد. همچنین ضروری است به او وسعت دید و نظر بدهیم كه تنها محدوده خود را نبیند؛ بداند كه دیگران هم آدمند و كار و برنامه ای دارند.
ممكن است كودك در زندگی حال و آینده دچار شكستی شود. باید این آموزش به او داده شود كه از شكست نهراسد و با مختصر افتادگی جرأت خود را از دست ندهد؛ با قدرت اراده، با تلقین به خود و با القاء این اندیشه كه من شجاعم، نمی ترسم و به پیش خواهم رفت ، از جای برخیزد.
ب- واداشتن ها :
كودك باید وادار شود به- زندگی در میان جمع و مشاركت در امور اجتماعی و اظهار نظر و تصمیم گیری.
- تسلط برخود و مدیریت خود، به گونه ای كه در برخوردها و پیشامدها ، خود نگه دار و برخود مسلط باشد.
- پذیرش خود در عین زشتی یا زیبائی، سلامت یا بیماری ، كمال یا نقص ، بدون احساس حقارت یا غرور.
- سخن گفتن در میان جمع و نگاه كردن در چشم دیگران بدون احساس شرمساری.
- اخذ تصمیم درباره كارهای شخصی و مراقبت از خود.
- ارزیابی وضع خود در طریق شناخت و جبران نقاط ضعف خویش.
- حساسیت داشتن در برابر حوادث و جریانات و به حساب آوردن خود به عنوان عضوی از اجتماع.
- انتقاد پذیری و تحملِ شنیدن عیوبی كه در او وجود دارد و كوشش به اصلاح خود پس از انتقاد.
- واقع بینی درعین هدف گرایی و دوری از تخیل و رؤیا و بوالهوسی به صورت تدریجی.
ج- اقدامات لازم:
كوشش هایی كه در طریق ایجاد اعتماد به نفس درباره او باید به عمل آید بسیار و از آن جمله است: - واگذاری نقش و مسئولیتی به كودك از همان اوان كودكی در رابطه با كارهای خانه یا مزرعه یا مغازه ، به تناسب رشد بدنی و روانی.
- آموزش راه و رسم عمل و موفقیت در آن كار و برنامه ، و شیوه موفق و نیرومند شدن در كار.
- ایجاد زمینه برای موفقیت او در آن كار از طریق ارائه و عرضه امكانات مناسب (برای هر هفته چند مورد).
- تعیین حدود كار و فعالیت ، و آگاه كردن كودك از این امر كه درچه مواردی ممكن است مورد سرزنش یا مورد احترام و تشویق قرار گیرد.
- افزودن میزان تجارب طفل از طریق ایجاد تنوع در كارهای او و دادن عرصه فعالیت به او.
- تعیین هدف های مرحله به مرحله در كار، در عین تعقیب هدفی دور و فوق العاده مهم، تا احساس خستگی نكند.
- بازخواست از كار و مسئولیتی كه به او واگذار شده و آموزش راه جلوگیری از تكرار لغزش ها.
د- تقویت ها:
در طریق ایجاد اعتماد به نفس، به ویژه با شیوه عملی ضروری است كودك تقویت شود و والدین و مربیان به این جنبه ها توجه داشته باشند:- تقویت اراده كودك به گونه ای كه پس از تصمیم گیری با جرأت به پیش رود.
- ایجاد جرأت در كودك از راه تهییج او ، به صورتی كه با شهامت و جسارت به پیش رود و اعلام حمایت خود از او.
- تحسین و تقدیر از عمل ارزنده او و بیان موفقیت های او در نزد افرادی كه مورد علاقه كودكند.
- دادن قوت قلب به او در موردی كه خود را در بن بست می بیند و سرگردان است.
- ایجاد روح ارزشمندی در او به صورتی كه خود را دست كم نگیرد و از شخصیت خود آگاه باشد.
- گشودن راه های جدید برای موفقیت او به هنگامی كه همه راه ها را به روی خود بسته می بیند.
- اعلام رضایت از كاری كه او خوب از عهده آن برآمده است تا ارزش خود را دریابد و به استحكام و استدلال به پیش رود.
ه - ایجاد عادات نیكو:
بخشی از تلاش ها و كوشش های مربیان باید متوجه این امر باشد كه عادات خوب و پسندیده ای در كودك به وجود آورند تا در او ریشه دار شود و وضع و رفتار او را به گونه ای معتدل درآورند. اهم آن عادات عبارتند از:- عادت به آرامش و سكون از راه تذكر، تشویق و خودداری و مسلط بر خود بودن به گونه ای كه زود عصبانی نشود و بر هیجان خود غالب باشد.
- عادت به پیشقدمی دركارها بدون عجله و شتاب و بدون انتظاراز پیشگامی دیگران.
- عادت به گشاده رویی و حسن برخورد، متبسم و با نشاط بودن در عین وجود غم ها و رنجها.
- عادت به كم توقعی و عدم انتظار كار از دیگران و نیز كم توقعی از این امر كه لازم نیست همه انتظاراتش یك جا برآورده شوند.
- عادت به نظم و انضباط در كار، خواب و استراحت، آمد و شد، تحصیل ، و قرار دادن امور بر روی برنامه.
- عادت به كم گفتن و بیش شنیدن و فرصت دادن به دیگران كه آنها هم حرف و مقصود خود را بیان كنند.
- عادت به روبرو شدن با مشكل و تحمل دشواری ها بدون شكوه و گله و ناله و انجام دادن كاری كه درباره آن تصمیم گرفته است.
- عادت به بهداشت جسم و فكر و پرهیز از غیبت، سخن چینی، بدخواهی، كینه توزی و ...
و - جلوگیری از:
- اضطراب و نگرانی و سلطه نفوذ آن در كودكان و نجات سریع او از این مشكل.
- سخن گفتن با شتاب و عجله كه ناشی از عدم تسلط بر خویش ، و یا درهمی و اغتشاش در فكر است.
- خجلت و شرمساری بدون دلیل كه ناشی ازعدم تسلط بر خویش و ترس از آبروریزی است.
- انزواجویی و كناره گیری و گوشه گیر بودن كه معمولاً به خاطر ترس از مورد سئوال واقع شدن و آبروریزی است.
- پر حرفی و زیاده گویی و اظهار نظر درباره اموری كه در حد توان فكری و استعداد او نیست.
- نفاق و دورویی با خود و دیگران به گونه ای كه درون و بیرونش یكی باشد و آن چیزی را بگوید و عمل كند كه باور دارد.
- یأس و نومیدی درموفقیت و رسیدن به مقصد و جلوگیری از افسردگی و دلمردگی برای اندیشه در اموری كه هنوز واقع نشده اند.
- خوشحالی بی اساس كه ناشی از تعریف و تمجید تملق گونه دیگران است.
ن - منع از:
- افسردگی و عدم حساسیت در اموری كه فرد را از حال تعادل خارج كرده و به صورت موجودی بی خاصیت و بی ارزش در می آورد.
- حسادت و بدخواهی نسبت به دیگران و ناراحت شدن از موفقیت افراد .
- كینه ورزی نسبت به افرادی كه مثلاً درباره او بدگویی كرده اند . اوباید وادار شود دل خود را از آن كینه خالی نماید.
- وابستگی بسیار كه خود سبب پیدایش ابتلائات بعدی بسیار خواهد شد كه از جمله آن بی ارادگی و به صورت آلت و ابزار درآمدن است.
- شكوه از زندگی و گفتن درد خود به دیگران ، با توجه به این امر كه كسی نمی تواند مشكل او را حل كند.
- تملق گویی و تعریف بیجا و زیاده از حد از دیگران ، كه این خود نشان عدم اعتماد به نفس است.
- بدبینی به ویژه هنگامی كه مواجه با شكستی شده تا گمان نكند كه دیگر همه چیز تمام شده است.
- غرور مخصوصاً به هنگامی كه مورد تشویق قرار گرفته و می خواهد به خود سستی راه دهد و از كوشش خود بكاهد.
- احساس حقارت به گونه ای كه خود را كوچكتر از آنچه كه هست پندارد و گمان كند كه موجودی كم ارج و یا بی بهاست.
ی - رهائی دادن از:
- تردیدها و وسوسه هائی كه او را گرفتار كرده اند خواه درجنبه حیات شخصی از عقاید و غرایز و رفتار، و خواه در حیات جمعی.
- فرار و گریز از مشكلاتی كه در سر راه او قرار دارند و رسیدن او را به مقصد مانع می شوند.
- بلاتكلیفی های اخلاقی و نداشتن اصول و ضوابط برای زندگی كردن و خود را مورد توجه قرار دادن.
- خستگی بسیار كه ناشی از فشار كار است و موجبات افسردگی را فراهم می آورد. ( در این موارد برای او تنوع ایجاد كنید.)
- عقاید و افكار غلط كه سبب آلودگی ها و گرفتاری هایی خواهد شد و زندگی او را به خطر خواهد انداخت.
- قیود بی حساب و خسته كننده كه ملال آفرینند وطفل از آن احساس دلسردی و دلتنگی می كند.
- غم و اندوه بسیار كه جان او را می خورند و نمی گذارند كودك از زندگی لذت ببرد.
- ترس و اضطراب كه آدمی را دچار مرگ زودرس می كند و در مواردی حالت تسلیم به او می دهد كه خطر آفرین است.